تبليغاتX
اسلام دین جاودانه می ماند

آیا حجاب واقعا مصونیت است


هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و یا دیوار کشیده

است.چون باغ بی دیوار،از آسیب مصون نیست ومیوه و محصولی هم برای باغبان

نمی ماند.

هیچ کس هم با نام ...آزادی...دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شب ها هم در حیاطش

را باز نمی گذارد.چون خطر رخنه دزدی جدی است.


هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ در معرض دید رهگذران

قرار نمی دهد تا بدرخشد،جلوه کند و چشم و دل برباید.چون خود جواهر ربوده می

شود.


هر چیز که قیمتی تر باشد درصد مراقبتش نیز بالاتر خواهد بود.چون بیم دزدی و

غارتش بیشتر است و مواظبت از آن لازم تر


 اگر در شیشه عطر را باز بگذاری عطرش می پرد.اگردر مقابل پنجره خانه ات توری ن

زنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.


وقتی راه ورود پشه ها را می بندی خود را ...مصون...ساخته ای نه...محدود...وقتی

در خانه را می بندی یا پشت پنجره اتاقت پرده آویزان می کنی خانه خود را از ورود

بیگانه و نگاه های مزاحم محفوظ داشتی نه اینکه خود را در قید و بند و حصار افکنده

باشی


اگر برای ایمنی از خطرها و اسودگی از مزاحمان خود را بپوشانی نه کسی ایراد می

گیرد و نه اگر هم ایراد بگیرد اعتنا می کنی،چرا که سخنش را بی منطق ونا آگاهانه

می دانی.


 این که.. دل باید پاک باشد...بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آ

ویختن به شاخه ی لا قیدی.وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک بر خیزد.


ظاهر آینه باطن است و...از کوزه همان تراود که در اوست...زن به خاطر ارزش و

کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکندو در بازار سوداگران شهوت خود

را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند ارزان نفروشد.


زن به خاطر لطافتی که دارد نباید در دست خشن کامجویان دیو سیرت که نقاب

مهربانی و عشق به چهره دارند پژمرده شود و پس از آن که گل عصمتش را چیدند او

را دور اندازند و یا زیر پایشان له کنند.

 

گوهر عفاف و پاکی کم ارزش تر از طلا و پول و باغ و وسایل خانه نیست.دزدان ایمان و

غارتگران شرف نیز فراوانند.بعضی از نگاه ها ویروس گناه منتشر می کنند و بعضی 

ازچهره ها حشره مزاحمت جمع می کنند.

 

خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و باز گذاشتن همه پنجره ها نشانه

ی تیره اندیشی است نه روشنفکری.علامت جاهلیت است نه تمدن.


می گویی نه؟به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست

پشیمانی بر سر غفلت خویش می زنند وبر جهالت خود لعنت می فرستند.کسی که از

... جماعت رسوا...نگریزد...رسوای جماعت...می شود

 

آن که ایمان خویش را به لقمه ای نان می فروشد،آن که یوسف زیبایی خود را با چند

سکه قلب عوض می کند،آن که کودک عفاف را جلوی صدها گرگ گرسنه می بردو به

تماشا می گذارد،روزی هم پشت دیوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد

ریخت.در آخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهد سوخت.



از اول که جامه عفاف سفید و شفاف است نباید گذاشت چرکابه ی گناه بر آن بپاشد.از

اول باید مواظب بود این کاسه چینی نشکند و این جام بلورین ترک بر ندارد.از اول نباید

به پای بیگانه اجازه ورود به مزرعه نجابت دادکه بوته های نورس عصمت را لگد مال

کند.



ولی...گریه بی حاصل است و بی ثمر، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد.


 حالا خود قضاوت کنید: آیا واقعا حجاب محدودیت است؟؟؟......و یا مصونیت؟؟؟

                       

          نوشته: از دانشمند محترم جواد محدثی

نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 11:20

آنتوان بارا، مسیحی امام حسین در قلب من است


آنتوان بارا، اندیشمند مسیحی، از عشق خود به سید الشهدا علیه السلام می گوید حسین (علیه السلام) گوهرجاودانه ادیان

خوشتر آن باشد كه سر دلبران           
            
 گفته آید در حدیث دیگران                               

امام حسین (علیه السلام) فراتر از مذهب شیعه بلكه فراتر از اسلام و حتی فراتر از دین، رمز ایستادگی، آزادگی، عزت نفس و ظلم‌ستیزی به حساب می‌آید، مثلاً گاندی، مصلح بزرگ هند از همین منظر به امام حسین (علیه السلام) می‌نگرد و می‌گوید: من برای ملت هند هیچ چیز تازه‌ای نیاوردم، بلكه فقط نتیجه‌ای را كه از مطالعات خود پیرامون واقعه كربلا به دست آورده بودم، به ملت هند تقدیم كردم. محمدعلی جناح، مؤسس پاكستان هم از همین منظر به امام حسین (علیه السلام) می‌نگرد او معتقد است كه همه مسلمانان باید از قربانی عراق سرمشق بگیرند و از او پیروی كنند.
سلیمان كتانی، دانشمند مسیحی لبنان كتابی دارد به نام «الامام حسین فی حله البرفیر» كه در آن از قیام امام، خروش و انقلابی را دریافت می‌كند كه سلطه جهل و كودنی و ناتوانی و زبونی را خاتمه می‌دهد و معتقد است حماسه امام، جانفشانی برای به دست آوردن ارزشها و دفاع از حق است.
بولس سلامه، شاعر مسیحی در وصف امام حسین ملحمه می‌سراید و وقتی این چكامه با تعجب مسیحیان روبه‌رو می‌شود، می‌گوید اگر شیعه یعنی انقلاب علیه ظلم و ستم، من شیعه‌ام. این نوع نگرش را شما در اندیشه‌های توماس كارلایل، مورخ و فیلسوف شهیر انگلیسی و ماریین آلمانی، فرانسیسكو گابریلی محقق و اندیشمند ایتالیایی و بسیاری دیگراز اندیشمندان شرق و غرب دنیا ببینید و برشمرید.

آنتوان بارا، ادیب مسیحی، امام حسین (علیه السلام) را شهید اسلام، مسیحیت، یهود و همه ادیان و عقاید انسانی می‌داند. او از قول یكی از كشیشان و قدیسان مسیحی می‌گوید: «اگر امام حسین (علیه السلام) متعلق به ما بود، برای او در هر شهر و دیار پرچمی نصب می‌كردیم و مردم را به نام او و نه تنها به نام او، به مسیحیت فرا می‌خواندیم.

 

آنتوان بارامردی از دیار مسیح است در این مسیر از نخستین مسیحی حق جویی كه رویاروی یزید در كاخ سبز بر او شورید تا در عصر ما، كم نیستند مسیحیانی چون «جرجی زیدان»، «جرج جرداق» و دهها مسیحی حق جوی دیگر كه حقیقت ناب همه ادیان راستین را در «اهل بیت پاك پیامبر(صلی الله علیه وآل وسلم)»، در «محراب شهادت علی(علیه السلام)» و در «صحرای خونین كربلا» یافته اند و در این باره آثاری پدید آورده اند.

 

آنتوان باراآزاد مردی است  که عاشق عشقی ناب از جنس حسینی شده است

بارها خودش را از سرزمین کربلا عبور داده وهربار عطری از این سرزمین گرفته است وحاصل آن چاپ چهارم کتاب ارزشمند «حسین در اندیشه مسیحیت» می باشد

 


« آنتوان بارا »، آن مسیحی عاشقی است كه سال های بسیار از دوران جوانی خود را صرف تحقیق و بررسی پیرامون زندگی و قیام امام حسین(علیه السلام) كرده است تا حقایق مربوط به این شخصیت عظیم تاریخ را از زاویه نگاه خود و از زبان انجیل و پیامبر الهی، عیسی(علیه السلام) بیان كند. او پس از سالیان بسیار پژوهش و مطالعه در منابع مختلف تاریخ اسلام، دست به نگارش كتابی زده است كه در نوع خود و از زبان یك مسیحی بی نظیر است. وی در این پژوهش تطبیقی- به نام «حسین در اندیشه مسیحیت»- كه رویكردی تحقیقی، ادبی و عاطفی دارد، با استفاده از نظریات اسلام و مسیحیت و بامهارتی ستودنی، زندگی و شهادت حضرت عیسی از دیدگاه مسیحیت و زندگی و شهادت امام حسین(علیه السلام) از دیدگاه اسلام را مقایسه كرده است. در این تحلیل ها نكات جالب و بدیعی به چشم می خورد كه برای هر مسلمان منصفی شگفت انگیز و خواندنی است.

نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 11:15

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

۱۵  رجب وفات ام المصائب حضرت زینب کبری تسلیت باد

زینب كبری

چاپ ارسال به دوست
 

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين«علیه السلام»در نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«علیها سلام»در سال پنجم هجرى،روز   5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسين «علیه السلام»به دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخفف«زين اب»دانسته‏اند،يعنى زينت پدر.

امام حسين«علیه السلام»هنگام ديدار،به احترامش از جا برمى‏خاست.زينب كبرى،از جدش رسول خدا و پدرش امير المؤمنين و مادرش فاطمه زهرا«سلام الله علیها»حديث روايت كرده است.اين بانوى بزرگ،داراى قوت قلب،فصاحت زبان،شجاعت،زهد و ورع،عفاف و شهامت فوق العاده بود. شوهرش،عبد الله بن جعفر(پسر عموى خودش)بود.از اين ازدواج،دو پسر حضرت زينب به نامهاى محمد و عون،در كربلا به شهادت رسيدند.

وقتى امام حسين«علیه السلام»پس از امتناع از بيعت با يزيد،از مدينه به قصد مكه خارج شد، زينب نيز با اين دو فرزند،همراه برادر گشت.در طول نهضت عاشورا،نقش فداكاريهاى عظيم زينب،بسيار بود.سرپرست كاروان اسيران اهل بيت و مراقبت كننده از امام زين العابدين«علیه السلام»و افشاگر ستمگرى‏هاى حكام اموى با خطبه‏هاى آتشين بود.زينب،هم دختر شهيد بود،هم خواهر شهيد،هم مادر شهيد،هم عمه شهيد.پس از عاشورا و در سفر اسارت،در كوفه و دمشق،خطابه‏هاى آتشينى ايراد كرد و رمز بقاى حماسه كربلا و بيدارى مردم گشت.پس از بازگشت به مدينه نيز،در مجالس ذكرى كه براى شهداى كربلا داشت،به سخنورى و افشاگرى مى‏پرداخت.وى به«قهرمان صبر»شهرت يافت.

در سال 63 و به نقلى 65 هجرى درگذشت.قبرش در زينبيه(در سوريه كنونى)است.

برخى نيز معتقدند مدفن او در مصر است.در كتاب«خيرات الحسان»آمده است:در مدينه قحطى پيش آمد.زينب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام كوچ كردند و قطعه زمينى داشتند.زينب در همانجا در سال 65 هجرى در گذشت و در همان مكان دفن شد.:

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود

كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ‏

پشت ابرى از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود

چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان‏

در كوير تفته جا مى‏ماند اگر زينب نبود

زخمه زخمى‏ترين فرياد،در چنگ سكوت‏

از طراز نغمه وا مى‏ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ‏

در گلوى چشمها مى‏ماند اگر زينب نبود

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بيابانها رها مى‏ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ،سيل انقلاب‏

پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود

                                    قادر طهماسبی (فرید) 
ادامه مطلب

نوشته شده توسط بهرامی در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 23:41

میلاد با سعادت مولود کعبه حضرت امیرالمومنین مبارک باد


میلاد با سعادت مولود کعبه حضرت امیرالمومنین مبارک باد

امیر المومنین حیدر علیه السلام

این خانه را باید خدا در اصل معماری کند

آدم بنایش برنهد جبریل هم یاری کند

آید اولی العزمی دگر یک چند حجاری کند

آن را اولی الامری دگر منقوش و گچکاری کند

اینسان خدا از خانه اش چندی نگهداری کند

تا ساعتی از دوستی یک مهمانداری کند

نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 10:45

پرسش : آیا تشرف به لقاى امام زمان‏علیه‏السلام در عصر غیبت کبرا ممکن است؟

 

پرسش : آیا تشرف به لقاى امام زمان‏علیه‏السلام در عصر غیبت کبرا ممکن است؟

 

پاسخ : آرى، زیرا مقتضى موجود ومانع در این زمینه مفقود است:

 

الف. امّا وجود مقتضى رؤیت این است که در عصر غیبت کبرا مصلحت بر آن است که هر از چند مدّتى حضرت خودش را به برخى از مردم وبزرگانى که سخنشان مورد قبول است، نشان دهد تا مردم به وجود او اطمینان پیدا کرده وطولانى شدن غیبت، سبب انکار وجود حضرت نگردد، زیرا تنها دلیل وبرهان -خصوصاً براى عوام مردم- موجب اطمینان ویقین به وجود امام زمان (ع) نیست. ولذا بزرگان دستور مى‏دهند که قصه تشرف‏هاى بزرگان به خدمت امام زمان (ع) را براى مردم بازگو کنید که این به نوبه خود مردم را دلگرم کرده وبه آنها روحیه وامید مى‏دهد، وبر اعتقادشان نسبت به وجود حضرت مى‏افزاید، زیرا قوى‏ترین دلیل بر امکان شئ، وقوع آن است.

ب. ونسبت به موانع، هیچ مانع ومحذور شرعى وعقلى در تشرّف به ملاقات حضرت نیست. در مباحث بعد به برخى موانع مى‏پردازیم.

 

پرسش : چه کسانى از علما قائل به جواز وامکان تشرّف بوده‏اند؟

 

پاسخ : عموم علماى شیعه از قدما ومتأخرین قائل به امکان رؤیت وتشرف به لقاى حضرت مهدى (ع) در عصر غیبت کبرا بوده‏اند. اینک به برخى از کلمات آنها اشاره مى‏کنیم:

1 - سید مرتضى؛

«ما قطع نداریم که دست کسى به امام نمى‏رسد وبشر نمى‏تواند او را ملاقات کند، این امرى غیر معلوم است که راهى بر قطع به آن نیست». آن گاه مى‏گوید: «اگر گفته شود که علت استتار امام، خوف از ظالمین وتقیه از معاندین است، در جواب مى‏گوییم: این علت در حقّ اولیا وشیعیانش نیست، پس واجب است که براى آنها ظاهر گردد...».( تنزیه الانبیاء، ص 184-182)

2 - شیخ طوسى؛

«ما تجویز مى‏کنیم که بسیارى از اولیا وقائلین به امامت او به خدمتش رسیده واز او نفع ببرند».( کلمات المحققین، ص 533)

3 - سید بن طاووس؛

وى خطاب به فرزندش مى‏گوید: «راه به سوى امامت باز است براى کسى که خداوند -جلّ شأنه- اراده کرده تا به او عنایت ونهایت احسان کند».( کشف المحجة، ص 154و143)

ونیز در جایى دیگر مى‏گوید: «گر چه امام الآن از جمیع شیعیان غایب است ولى ممتنع نیست که جماعتى از آنان به ملاقات حضرت مشرّف شده، از گفتار وکردار ایشان استفاده کنند واز دیگران کتمان نمایند...».( الطرائف، ص 185)

4 - آخوند خراسانى؛

او در مبحث اجماع مى‏گوید : «...گرچه احتمال تشرف برخى از افراد صالح واوحدى به خدمتش، داده مى‏شود، واحیاناً او را نیز مى‏شناسند».( کفایة الاصول، ج 2، ص 291)

5 - محقّق نائینى؛

او نیز در مبحث اجماع مى‏گوید: «وامّا در زمان غیبت، عادتاً رؤیت حضرت ممکن نیست. آرى، گاهى در زمان غیبت براى اوحدى وافراد صالح، تشرّف به خدمت حضرت وگرفتن حکم از ایشان امکان‏پذیر است».( فرائد الاصول، ج 2، مبحث اجماع)

 

پرسش : آیا رؤیت وملاقات حضرت‏علیه‏السلام در عصر غیبت با حکمت غیبت منافات دارد؟

پاسخ : برخى مى‏گویند: ملاقات در عصر غیبت با حکمت غیبت ومقتضاى آنکه قطع رابطه به شکل عمومى است منافات دارد. غرض از غیبت این است که حضرت از عموم مردم غایب باشد وکسى از او اطلاع نداشته باشد.

حکمت ومقتضى غیبت نسبت به کلّ افراد است یعنى قرار نیست که همه بتوانند به خدمت حضرت شرفیاب شوند، واین منافات ندارد با اینکه برخى به جهت مصالحى خاص بتوانند شرفیاب حضور شوند.

 

پرسش : در صورت امکان رؤیت در عصر غیبت کبرا، چه فرقى بین این غیبت با غیبت صغرا است؟

پاسخ : در دوره غیبت صغرا امام زمان (ع) به کلّى از دیده‏ها پنهان نبود، بلکه با وکلا وسفیران خاصّش در تماس بوده، وگاهى سفیران آن حضرت ملاقات برخى از افراد را با امام مهدى (ع) ترتیب مى‏دادند. ولى در عصر غیبت کبرا ملاقات‏ها به این نحو سازماندهى نشده است، بلکه در صورت ضرورت، خود حضرت به دیدار برخى آمده واز وجود حضرت بهره‏مند مى‏شوند.( الغیبة، طوسى، ص 216)

نوشته شده توسط بهرامی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 20:3

مقدار حجاب در قرآن چه قدر است ؟

 

 خداوند متعال در سورۀ نور در این باره می فرماید: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و ديگر محرمهاو نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود…(1) و(2)

 بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پایين (وجه و كفين) از حكم حجاب استثنا شده اند و در آيه هم قراینى بر اين استثنا وجود دارد؛ از جمله:

الف. استثنای زينت ظاهر در آيۀ فوق، خواه به معناى محل زينت باشد يا خود زينت، دليل روشنى است بر اين كه پوشاندن صورت و كفين لازم نيست.

ب. مفهوم دستور آيۀ فوق در مورد انداختن گوشۀ مقنعه [و روسری] به روى گريبان، که منظور، پوشانيدن تمام سر و گردن و سينه است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست، قرينۀ ديگرى بر اين مدعا است

 

شواهد تاريخى نيز نشان مى‏دهد كه نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبۀ عمومى نداشته است.)

 

ائمۀ طاهرین (ع) نیز در روایات زیادی، در توضیح و تفسیر این آیۀ شریفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را بیان کرده اند. فضیل یسار (یکی از یاران امام صادق) می گوید از آن حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن، از زینتی که خداوند فرموده است نباید آن را برای غیر شوهران خود آشکار کنند، محسوب می شود؟ حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسری یا مقنعه) پایین تر است از زینت حساب می شود…”.)

همچنین مسعدة بن زیاد از امام صادق (ع) نقل می کند که وقتی از حضرت در بارۀ زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست می باشد

 

—————————————–

۱-نور، ۳۱، ترجمۀ آیتی.

۲-توضيح: در شأن نزول این آیه گفته اند که عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعه‏اى مى‏پوشيدند كه دنبالۀ آن را روى شانه‏ها و پشت سر مى‏انداختند، به طورى كه مقنعه پشت گوش آنها قرار مى‏گرفت و تنها سر و پشت گردن را مى‏پوشاند، ولى قسمت زير گلو و كمى از سينه كه بالاى گريبان قرار داشت، نمايان بود. اسلام اين وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنبالۀ مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو آورده و به روى گريبان و سينه بيندازند. نتيجه آن بود كه تنها گردى صورت باقى مى‏ماند و بقيۀ بدن پوشانده مى‏شد.

 

نوشته شده توسط بهرامی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:22

پوشش حضرت زهرا وحضرت زینب

 آيا حضرت صديقه طاهره و زينب كبري سلام الله علیهما از چادر استفاده مي‏كردند؟

پاسخ از ::آيت الله مکارم شيراز ي

چادر به صورتي كه در ميان ايرانيان معمول است - چادر بلند كه تا پايين پا مي‏رسد - در ميان جامعه عرب‏ها معمول نبوده، ولي چيزي شبيه نيمه چادر رايج بود كه ظاهراً منظور از «جلباب» هم كه در آيات قرآن آمده، اشاره به همين است. چيزي نه مثل مقنعه و روسري كوتاه و نه مثل چادر ما خيلي بلند؛ اين چادر شايد تا كمر و كمي پايين‏تر مي‏رسيده است و آن بزرگواران از آن استفاده مي‏كردند. عرب‏ها چيزي داشتند به نام «درع» كه پيراهن وسيع است و «ملحفه» كه همان چادر بوده است و مقنعه. از روايات استفاده مي‏شود اين بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر مي‏كردند و درع هم پيراهن وسيع بوده كه تا پشت پا مي‏رسيده و آستين‏هايش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادري بوده كه به خودشان مي‏پيچند. در آداب نماز گزار هم آمده كه زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب كاملي داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده كند

 

نوشته شده توسط بهرامی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 8:31

نا مه یک زن امریکایی به زنان لبنانی

  بسمه تعا لی

 

نا مه یک زن امریکایی به زنان لبنانی 

 

تقدیم به خواهر مسلمانم

 

وضوح حمله اسرائیل به لبنان مورد توجه خانوادهای امرکایی قرار گرفته است ودرباره ان بحث میکنند.

 

من به چشم خود تجاوز صهیونیست ها به لبنان را دیدم . اما چیزی

 

های دیگری هم دیدم : من تو (زن لبنانی) را دیدم ، که به همراه

 

فرزندان خود برای زندگی تلاش میکنی لباسهای ساده شما را که

 

در عین سادگی نشان دهنده حجب وحیا وعفت شما ست قابل

 

مشاهد ه بود زیبایی شما برای من نمایان بوده اما نه فقط زیبایی

 

ظاهری .که زیبایی درونیتان را میدیدم . بادیدن شما یک احساس

 

قوی به من دست داد . احساس رشک به شما .

 

 

من از تجربه وحشتناک و جنایت های جنگی علیه مردم لبنان

 

احساس خوبی ندارم این مردم مورد حمله کسانی قرار گرفتنند

 

که با ما نیز دشمنی دارند . که نمیتوا نم به این مردم کمک کنم اما قدرت ، زیبایی ، نجابت و مهمتر از همه خوشحالی شما را تحسین میکنم . اری این قدر ت ایمان شماست که باعث شده تا در زیر بمباران بیامان صهونیستها از ما زنان امریکایی شاداب تر باشید .

 

 

چرا که شما هنوز با طبیعت زنانه خود زندگی میکنید زندگی که

 

 برای زنان ساخته شده است من هم تا دهه ی1960به ان زندگی

 

عادت داشتم تا اینکه بمباران همان دشمن ما را نشانه رفت . اما

 

این بمباران متفاوت بود . ما هدف حملات مهماتی قرار گرفتیم که

 

اغشته به فساد اخلاقی بودند انها اخلاق و عفت ما را نشانه رفته بودند ، اما این حمله بسیار نا محسوس بود .

 

 

صهیونیستها به ما از هالیوود حمله کردند : اما نه با هواپیماهای

 

جنگنده ویا تانک های دست ساخته خودمان . بلکه با رسانه ها

 

ومطبوعات و سینما .....این را بگویم که بطور حتم پس از اینکه زیر

 

ساختهای کشورتان را منهدم کردند . شمارا نیز به این شیوه مورد

 

حمله قرار خواهند داد . من هیچ دلم نمیخواهد این اتفاق برای شما

 

بیفتد . چون در این صورت شما نیز همچون ما احساس پوچی و

 

حقارت خواهید کرد . اما اگر به سخنان انان که قبل از شما این

 

احساس حقارت را تجربه کرده اند  گوش فرا دهید .

 

میتوانید ازان وضعیت در امان بمانید . همه تولیدات هالیوود بسته

 

هایی از دروغ و تحریف واقعیت هاست . تولیدکنندگان محصولات

 

هالیوود رفتارهایی سکسی را به عنوان رفتارها وسرگرمی ها ی

 

سمی وزهر الود درجوامع پیاده می کنند

 

خواهش میکنم  زهر انها را نخورید . چون این زهر پادزهری ندارد

 

اگر ان را خوردید گرچه ممکن است التیام پیدا کنید اما شما

 

دیگر ان ادم سابق نیستید . پس هرچه میتوانید از ان دوری کنید .

 

 

انها سعی خواهند کرد شما را از طریق برنامه های تلویزیونی و

 

ویدئوی اغوا کنند . در ظاهر ما زنان امریکایی را خوشبخت و خرسند

 

نشان خواهند داد که پوشیدن لباسهایی همچون زنان فاحشه و

 

نداشتن خانواده و....به خود می بالیم . اما باور کنید بیشتر ما از از

 

این نوع زندگی نا خرسندیم . میلیونها نفر از ما مصرف کنندگان

 

دائمی داروهای ضد افسردگی هستیم از شغل ها یمان متنفریم

 

شبها به روی مردانی که به اظهار علاقه کرده و پساز بهر بردن

 

حریصانه ما را به حال خود رها میکنند . فریاد میکشیم . اما انها هیچ

 

اهمیتی به ما نمی دهند .

 

صهیو نیستها میخواهند خانوادهای شما را از هم بپاشند و شما را

 

به داشتن فرزندان کمتر متقاعد کنند . انها خانواده را به عنوان

 

بردگی . مادری را به عنوان اسباب مصیبت و افت ، پاکی و نجابت را

 

به عنوان عقب ماندگی و.....معرفی میکنند انها از تو می خواهند تا

 

خود را هرچه ارزانتر بفروشی وایمان وعقیده خود را فراموش کنی .

 

انه شبیه مار خوش خط و خالی اند که خود را با سیب فریب میدهند

 

اما فریب انها را نخور وسیب را گازنزن .

 

 

من شما را همچون گوهرهای گرانبها . طلا های خالص با مروارید

 

های ارزشمند مینگرم که در کتاب مقدس

 

 

 ( ( matthow 31:54 سخن رفته است همه زنان مروارید های

 

ارزشمند هستند اما برخی از ما در ارزش مرواردی تردید کرده و ان

 

را بسیار ارزان ودر واقع به هیچ فروختیم .

 

مدلهای طراحی شده در گنداب غرب را به شما القا میکنند و می

 

گویند . با ارزشترین دارایی شما جنسیت وتمایلات جنسی

 

شماست . اما پوشش زیبا و حجاب شما در واقع مهیج تر از هر گونه

 

مدل غربی است . چرا که این پوشش شما را به طور معما گونه

 

پشت چادر نگاه داشته است و از طرف دیگر نشان دهنده عزت

 

نفس و اعتماد به نفس شما ست .

 

جنسیت زنان زنان باید از نگاه هرزه های دور نگاه داشته شود چون

 

این جنسیت هدیه شما به مردی است که به شما عشق میورزد .

 

عشق همراه با احترامی که مقدمه ازدواج است وبرای ان کافی

 

است از انجا یی که مردان امریکایی عفت و پاکدامنی زن مهم

 

نیست انها به این مروارید ارزشمند اعتنا نمیکنند . در عوض بدنبال

 

سنگ های مصنوعی براق میروند تا بعدا بتوانند به راحتی انها را

 

رها کنند .

 

با ارزش ترین موجودی شما زیبایی درونی و عفت شماست که در

 

واقع همه چیز شماست . اما من می بینم که متا سفانه برخی از

 

زنان مسلمان سعی میکنند در پوشش خود مثل غربی ها باشند

 

 

حتی هنگامی هم که چادر می پوشند مقداری از موهای خود را

 

بیرون می گذارند . چرا از زنانی تقلید میکنید که نسبت به از دست

 

دادن فضیلت و عفتشان پشیمان شده اند؟ ویا به زودی پشیمان

 

خواهندشد . زنانی که عفتشان از دست رفته است و دیگر باز

 

نمیگردد. ازنظر ما شما الماسهای بیعیب و نقص هستید اجازه ندهید

 

به سنگ های مصنوعی براق تبدیلتان کنند همه چیزهایی که در

 

مجلات مد تلویزیون های غربی میبینید دروغ است اینها همه دامهای

 

شیطان است که در راه فریب دیگران چیده است .

 

اجازه دهید محض احتیاط از پشت پرده نیز چیزهایی بگویم . چون

 

میدانم خیلی کنجاو هستید بدانید که روابط جنسی پیش از ازدواج

 

نیز تحفه ای نیست . اما متا سفانه جسم هایمان را در اختیار

 

مردانی قرار دادیم که به انها علا قه ورزیدیم . چون خیا ل میکردیم

 

از این طریق میتوانیم نظر انها را به خود جلب کنیم . تا با ما ازدواج

 

کنند این را از فیلمها یاد گرفته بودیم اما فریب خوردیم و تنها خود را

 

تباه کردیم

 

من میدانم که تو به عنوان یه زن حتما مرا درک میکنی : چون تو هم

 

یک زنی تنها زنان حال هم دیگر را می فهمند ما زنان صرف نظر از

 

نژ اد ملیت ودینمان یکی هستیم هرجای دنیا که باشیم تفا وتی

 

نمیکند ما عشق می ورزیم و در این راه همه تلاش خود را انجام

 

میدهیم فرزندان خود را بزرگ میکنیم و اسودگی مردانی را که ما را

 

دوست داشته باشند در خانه فراهم میکنیم اما ما زنان امریکایی در

 

این باور که با داشتن شغل و خانه ای برای خودمان که در ان عشق

 

نیست . تنها در سایه بهشت زناشوئی امن . می توان با اسودگی

 

خاطر عشق ورزید . به کمتر از ان راضی نشوید در غیر از این صورت

 

فریب خورده وتنها رها خواهید شد .

 

ما زنان امریکایی را شستوشوی مغزی داده اند تا در مورد زنان

 

مسلمان به عنوان زنانی بیندیشیم که مظلوم و ستم دیده اند . اما

 

در واقع انکه مظلو م شده ما زنان امریکایی هستیم . بردگانی

 

هستیم که ارزشمان تنزل یافته است . با تمام تلاش بدنبال مردانی

 

هستیم که ما را دوست داشته باشند . اما بی فایده است . ما خوب

 

میدانیم که گول خوردیم واین دانستن است که در ما عقده روحی به

 

وجود اورده است ما در نهان خود به شما حسودی میکنیم و شما را

 

تحسین میکنیم گرچه برخی از زنان امریکایی ممکن است نظر مرا

 

نپذیرند . اما خواهش میکنم ما را تحقیر میکنید نکنید ودر موردما مثل

 

کسانی نیندیشید که این شیوه زندگی را دوست داریم . اما تقصیر

 

ما نیست بیشتر ما از کودکی از حضور پدر محروم بودیم تا مراقب ما

 

باشد خانوادهای ما از هم فرو پاشید هاست و شما خوب

 

میدانید که چه کسانی این وضعیت را به وجود اورده اند به انها نیز

 

اجازه ندهید که شما را فریب داده و مانندما پست وحقیر کنند عفت

 

وپاکدامنی خود را حفظ کنید . ما زنانی غربی راه زندگی را گم

 

کردهایم . ما به شما زنان مسلمان نیاز داریم که در زندگی شما را

 

الگوی خود سازیم . چون ما به هر حال زندگی را با ختیم . عفت و پا

 

کدامنی خود را با چنگ ودندان حفظ کنید وان را قدر بدانید .

 

 

 چونا فرانیس یک زن مسیحی                                         

 

 اگوست 2006

نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 20:55

نمونه ای از علم امام جواد از زبان خود

روزی امام جواد علیه السلام کنار ساحل رودخانه دجله  ایستاده بود که شخصی    

 به او گفت:« شیعیان تو   ادعا می‌کنند که تو وزن آب‌های دجله را می‌دانی.»

امام جواد علیه السلام فرمود:« آیا خداوند متعال قدرت دارد این دانش را به     

 پشه‌ای بدهد؟»

شخص پاسخ داد:« بله؛ چنین قدرتی دارد.»

امام جواد علیه السلام فرمود:« مقام من نزد خداوند از پشه و بیشتر مخلوقات  

 دیگرش بیشتر است.»

نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 19:54

میلاد امام جواد علیه السلام

 

گل میلاد در دانه امام رضا علیه السلام

      حضرت جواد الائمه مبارک باد

نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 19:49

: درباره وبلاگ :


: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب